۳ در یک

وقتی رفتی  

 وقتی رفتی ندونستی سببه خیسیه گونه ام از چیه 

 من که راهو باز گذاشتم واسه تو، پس دلیل اینهمه مکثت چیه 

 واسه موندن دلیلی نمونده یا ،شوق یه عشق دیگه تو فکرته 

 من پیشت بودم همیشه همه جا، تو بگو جز من گلم کی فکرته 

 تو شب و روز و سوز و ساز منو  

به لب و طب و شبه کی دادی رفت 

 اونهمه کم و غم و هق هق تو 

 که به من دادی کادو به شادی رفت 

 اون کجا، کی وارد قصه شد و  

دلتو چجور، کجا ازت گرفت  

که همه حیثیته عشق منو  

با نگاه سرد تو ازم گرفت 

 تا نرفتی بذار تا دلیل این ،همه اشکمو واست بگم بدون  

یا به خاطر همه گذشته ها ،یا واسه آیندمون اینجا بمون 

 تو بری شبا واسه کی نخوابم، واسه کی بشکنه قلبم دوباره 

 من نباشم کی سر خستگیشو، روی شونه ی قشنگت بذاره 

 نام و کام و شام و رامت میمونم 

 تا تو پاتو اینقدر ساده نره  

من که میمیرم خدا هم شاهده 

 اگه چشمات تا ته جاده نره 

 اونکه با نگاش تورو ازم گرفت 

 عشقی دیگه رو از عشقش میگیره 

 این نبود عهد منو تو بخدا 

 نرو داره دیگه گریه ام ،میگیره 

 

 

 کاش میشد   

کاش میشد یه بار دیگه تورو میدیم دوباره 

 تا بهت بگم شبامم شده بی تو بی ستاره 

 کاش میشد ببینی قلبم داره از دوریت میمیره 

 وقتی نیستی غم و بغض و محکم تو بغل میگیره 

 خونه بی تو مثه قبره خوب بیا سر مزارم 

 توی این تاریکی تنهام اینجا هم آروم ندارم 

 دارن از دوریت میمیرن هرچی گل بود توی باغچه 

 شنیدم یکی بهت گفت قصه مو گفتی بمن چه 

 گفته بودی نمیتونی خیلی کم بیشتر ازین شی 

 حال و روزمو نگاه کن تو میخوای بیشتر ازین چی 

 

 

 

 غم و غصه رو بیخیال 

 

 غم و غصه رو بیخیال حالا دیگه مال همیم 

 ما کنار هم داریم ازعشق لذت میبریم 

 غم و غصه رو بیخیال شبای دلتنگی تموم شد 

 حیف اون روزائی که بی تو پای هرکی حروم شد 

 غم و غصه رو بیخیال این روزا رو بچسب که حیفه 

 اینروزا فقط جای من و تو و عشق و حال و کیفه 

 غم و غصه رو بیخیال بیخیاله هرچی راهه دوره 

 بگو اسفند دود کنن که چش خیلیا شوره 

 تو دیگه مال منی بیخیاله هر غمی  

تو داری به هرچی خوشبختیه چشمک میزنی 

 غم و غصه رو بیخیال اینجا یه آغازه دوباره اس 

 همه چی دیگه محیا واسه یه شروع تازه اس

مرد قصه

یه شب تاریک و سرد

یه نفر شاید یه مرد

شونه هاش خسته ز درد

.....

ناگهانی بتو سر زد

کلاغ غصه ها پر زد

به پلیدی ها ضرر زد

.....

با کوله باری از تگرگ

فکر پائیز خزون وبرگ

دور از رویاهای مرگ

....

توی فکر با توبودن

شعری از چشم  تو خوندن

نور امید به دل روندن

....

شب هراس و ترس و کشتن

پشت دیوارا نوشتن

همه اینجا چون فرشته ان

....

رنگ روشنی پاشیدن

غمو هرگز نشنیدن

غصه رو هیچوقت ندیدن

....

گذر از شب و سیاهی

اینکه خورشید یا که ماهی

بیقرار سر دوراهی

.....

مرد قصه بی اجازه

دید در امید به روش بازه

مردی که غرق نیازه

.....

به دوچشمای قشنگت

تو که برداشتی تفنگت

کم نبود تیرو فشنگت

....

زدی و آینه ترک خورد

آبیه دلش کلک خورد

رفت و تو تنهائیاش مرد

امروز تولد من نیست اگه تو نباشی....

حتی پیامی از تو نیست برای تبریک بمن

وقتی نباشی میبینی چقدر تاریکه دلم؟ 

 

....ادامه این شعر فردا

تولدت مبارک

امروز تولد توس اما تو نیستی پیشم

نمیدونم چرا تو سوزوندی برگ و ریشه ام

من واست کم نذاشتم حتی وقتی که دوری

نمیدونم چرا ازم تو در حال عبوری

امروز تولد توست تولد زیبائی

خدا به دادم برس مردم از این تنهائی

امروز تولد توست ای نازنین قلبم

از این همه جدائی به خدا پره دردم

امروز تولد توست اما من نیستم پیشت

بگو وقتی که نیستم کی جام میمونه پیشت؟

امروز تولد توس دارم میمیرم عشقم

به دستات و به چشمات من تا همیشه تشنه ام

امروز تولد توس روز سروره هستی

من و نبودن تو تو این شبای مستی

امروز تولد توس بازم میگم بدونی

صاحب این ترانه توئی کاشکی بخونی

از تو چشام چه وقته من عاشقم عزیزم

من دارم گریه هامو پای نگات میریزم

امروز تولد توست درست دوم آذر

اگه بودی میریختم به پاهات نقره و زر

نیستی ولی با یادت امشب و جشن میگیرم

تو اوج تنهائیهام ذره ذره میمیرم

بانوی هستی من مالک این عدن باش

رمز شروع تازه  برای این بدن باش

تولدت مبارک جامو بکن تو خالی

نقش اشکای سردم روی گلهای قالی

نشی یه وقت تو دلگیر غصه ی تو مال من

امشب شب میلاد توس تولدت مبارک

تولدت مبارک ملیکای من.........

این شعر و که خوندی پاشو تو آینه نگا کن

از عمق نگات پرنده ی عشق و رها کن

تو خودت ببین چیشد که من دل به تو باختم

واسه قلب شکسته ام هرجا که هستی دعا کن

 

من جون و دلم هدیه به چشمای نجیبت

من شکستم از شنیدن حرف عجیبت

 

من مردم و زنده شدم از برق نگاهت

من قول دادم دیگه نگیرم هیچوقت سراغت

 

ولی تولد چشمای تو نزدیکه یارم

نمیدونم کادو واست بیارم یا نیارم

 

کسی منتظرم نیست حتی تو که خیلی دوری

تو تاریکیه جاده نمیبینم سوی نوری

 

مبارک باشه سوگل قشنگ باغ پائیز

الهی شادی از چشای تو همیشه لبریز

 

الهی صدتا پائیزه دیگه تو زنده باشی

تو فصل شادی و شور ، عاشق و پاینده باشی

 

به تو تبریک میگم این روز قشنگو دائی دختر

الهی که غما ازت بشه دور تر و دورتر

 

الهی دس به هر چی میزنی واست طلا شه

همه خوشیه عالم به نگاهت مبتلا شه

 

تولدت مبارک ای قشنگ ترین ترانه

واسه عاشقیام حس تو بهترین بهانه

 

تولدت مبارک عمرت طولانی و پربار

میمیرم واسه اون چشای نازت روزی صد بار

خیلی وقته

خیلی وقته خبر از تو ندارم
رفتی دیگه نمیای ازین ورا
گفته بودی نمیخوای با من باشی
تو فقط بیا بهم بگو چرا

 

من که زندگیمو پات ریخته بودم
تو چرا نخواستی اینو بدونی
خیلی وقته توی سلوله دلت
دل من شده اسیرو زندونی

 

خیلی وقته که از عاشقی جدا
بیخیال آدمکهاش  شده ام
خیلی وقته فکر اما و اگر
قاطی ولی و ایکاش شده ام

 

تو سوزوندی بی حضورت پیش من
بردی از یاد همه دین و کیش من
من میخواستم مدیونم بشی ولی
گروء هنوز تو دستت ریش من

یادم رفت بت بگم

تو رفتی و نرفته یاد تو از روزگارم 

تو چون تابستون و من او خزون بی بهارم 

تو رفتی شاید این رفتن بشه چاره ی کارم 

یادم رفت بت بگم عمریه دارم بد میارم  

یادم رفت بت بگم تموم زندگیم تو بودی 

شیشه ی عمرمو 2ساله از من تو ربودی 

دادی به وسعت عاشقیام تو یه رکودی 

بهم بگو اونکه شکست دلو ، اون تو نبودی  

یادم رفت بت بگم چه صادقانه با تو هستم 

برای اون نگات من می نخورده مست مستم 

بجز تو آسمونی، چش روی هر ستاره بستم 

از این فاصله ها جدائیا من خیلی خستم  

یادم رفت بت بگم تموم آروزو و هستی 

مسیح و کیش و دین و بت پرستی 

خیال عاشقی و سادگی و شام مستی 

به اون خدا برای من فقط تو هستی  

یادم رفت بت بگم چه ساده از من تو گذشتی 

به عاشقت نداری رحم و مهر یا یه گذشتی 

اگه تموم دنیا رو تو با یه دونه کشتی 

مثه من نمیشد پیدا اگه یه روز میگشتی  

یادم رفت بت بگم با اینکه رفتی تو ز پیشم 

با اینکه با جدائی تو زدی تیشه به ریشم  

بدون اون که بهت گفت یه روزی عاشقت میشم

حالام بدون که واست من اون عاشق همیشم 

دلت عاشق من باشه

نمیدونم بنویسم با این دو دیده ی خیسم

 چی رو کاغذ که شاید تو دلت عاشق من باشه

 

یه عمری من دل و کشتم کوله باری بزرگ پشتم 

که شاید توی این دوری دلت عاشق من باشه

 

یه عمری من سفر کردم با عمری که هدر کردم

میخواستم با سفر شاید دلت عاشق من باشه

 

به پای تو دل و دوختم تو این فاصله ها سوختم

 که شاید اندکی کوچک دلت عاشق من باشه

 

ولی دیدم جوابی نیست تو راهم اشتباهی نیست 

ازت خواستم که تا هستم دلت عاشق من باشه

 

ولی آخر بهم گفتی که عاشق نمیشی مفتی

نمیخوای حتی یک لحظه دلت عاشق من باشه

 

منم دیدم که بد خستم کوله بارم و زود بستم

و رفتم از دیارت تا دلت عاشق من باشه

 

شاید زوده برای تو همه دنیا فدای تو

اگرچه آرزوم اینه دلت عاشق من باشه

 

نمیشم نا امید و سرد همه دردا برای مرد

برای مردی که میخواد دلت عاشق من باشه

راه پس و پیش

شنیدم گفتی جائی که دلی بمن ندادی

دل شکست و غصه خوردم من ازین حالی که دادی 

شنیدم گفتی حتی توی فکرت جا ندارم

من نه اینجا و نه اونجا و نه هیچ جا جا ندارم 

تو در بهشت بودی واسه این کالبد پوچم

بعد ازین تو مطمئن باش من عشایری تو کوچم 

از عشیره ی دل تو من برون فتاده اما

نمیدونم چرا حل نمیشه آخه این معما 

تو خیالم آخ چه فکرائی که واسه تو نداشتم

میوه ی عشق و بی وفقه از نگاهت برمیداشتم 

تو چه آسون وای چه آسون زدی و کردی خرابش

دل شکسته دم مرگه چی بدم حالا جوابش 

فکر هرچی و جوابی تو این دوری میکردم

چرا وقتی که تو نیستی من دارم زوری میگردم 

آخ خدایا درد بی درمون عاشقی تو دادی 

آ خدا بهم بده تو این غریبی یه جوابی 

تو غربتی که هستم کاش که هیچ آدم نمونه

عشق و عاشقی چه درد سختیه تو این زمونه 

اون که میخوامو نمیخواد دلمو حتی ذره

قلب عاشق منو ببین که کرده ذره ذره 

تا کجا باید سفر کرد تا کجا باید ندید

درد دوری انتظارو چند تا مصرع سپید 

از همین تهران دودی تا هوای شرجیه کیش

تو نذاشتی واسه من نه راه پس نه راه پیش

هدیه

همه دنیا و همه قشنگیاش هدیه به تو

 دل و دلدادگی دلپسندیاش هدیه به تو

غم و رنچوری و بیقراریاش شد مال من

عشق و زیبائی و سر به زیریاش هدیه به تو

انتظارو دوری و صبوریاش شد مال من

سردی و زشتی و بی غروریاش شد مال من

گرمی و طراوت و جوونیاش هدیه به تو

طعم تلخ همه دلواپسیاش شد مال من

ساعت و تیک تیک و این ثانیه هاش هدیه به تو

وزن و شعرو قالب و قافیه هاش هدیه بتو

شوری مزه ی بی شمار اشکاش  مال من

حس خوب خوندن ترانه هاش هدیه بتو

چشم براه جاده ی بی انتهاش شد مال من

هرنفس تو انتظار لحظه هاش شد مال من

سهم انتخاب ،مجال فرصتاش هدیه بتو

یه جواب واسه ی حل این معماش مال من

عمر و جوون و خنده های بی صداش هدیه بتو

سرخی و صداقت خون تو رگاش هدیه به تو

ترس تنهائی  بیتو، تو شباش شد مال من

طب دل با همه ی علاقه هاش هدیه بتو